تضاد دیپلماسی- به نقل از ماهنامه مدیریت ارتباطات

تضاد دیپلماسی- به نقل از ماهنامه مدیریت ارتباطات

«تضاد دیپلماسی» میان گذشته و آینده در ترکیه

دکتر حسن بشیر، استاد دانشگاه امام صادق(ع) در مطلبی با عنوان یک سال گذشت: از «دیپلماسی سکوت» تا «پایان دیپلماسی» که در ویژه نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر کرده است به تحلیل مهم ترین وقایع بازتاب یافته در رسانه های دنیا پرداخت. وی این رویدادها را مورد توجه قرار داده است:

۱-        فرودین‌ماه ۱۳۹۰: شبکه جنبش‌های مردمی و ارتباطات اسلامی

۲-        اردیبهشت ۱۳۹۰: بیداری اسلامی و دیپلماسی تقابلی

۳-        خرداد ۱۳۹۰: تروریسم بحرینی و دیپلماسی سکوت

۴-        تیر ۱۳۹۰: دیپلماسی تلفیقی جنگ نرم و قدرت سخت

۵-        مرداد ۱۳۹۰: دیپلماسی بحران‌سازی: سوریه و بازنمایی‌های رسانه‌ای

۶-        شهریور ۱۳۹۰: سقوط فرعون و دیپلماسی توطئه

۷-       مهر ۱۳۹۰: تسخیر سفارتخانه‌ها،‌ بیداری اسلامی و گفتمان مردمی

۸-        آبان ۱۳۹۰: بیداری اسلامی و آگاهی مردمی: از فلسطین تا وال‌استریت

۹-       آذر ۱۳۹۰: آمریکا و توهم دموکراسی: دیپلماسی علیه دیپلماسی

۱۰-     دی ۱۳۹۰: شکار «جانور» و دیپلماسی سه بعدی آمریکا

دکتر بشیر در تحلیل یازدهمین رویداد مهم در سال ۰۹ با عنوان «دیپلماسی دوشخصیتی» و «افسردگی سیاسی» در مورد ترکیه می نویسد: در جریان بیداری اسلامی ترکیه یکی از کشورهایی است که در تلاش بوده و هست که در جهت منافع خود روابط و گفتمان خود را در این زمینه با کشورهای منطقه بر اساس سیاست خاصی گسترش دهد. در این زمینه برخی از سیاست‌های اتخاذ شده از حالتی دوگانه برخوردار بوده است که نتایجی متفاوت با آنچه که انتظار می‌رفت به دست آورد. این وضعیت دوگانه افسردگی سیاسی را به دنبال داشت که یکی از نمودهای آن تغییرات آنی و جهت‌گیری‌های متفاوت با گذشته نه چندان دور بود. نگاهی به گفتمان مطرح شده در دو نشریه «استار» (ترکیه) و «الحیات» (انگلستان) بیانگر دیدگاه فوق است که نوعی دیپلماسی دوشخصیتی در اتخاذ تصمیمات لازم برای تعامل مناسب با حوادث جاری جهان و منطقه را منعکس می‌کند:

۱-        ترکیه پس از آغاز بیداری اسلامی دیپلماسی «برتری طلبی» را به عنوان خط‌مشی سیاسی خود در منطقه اتخاذ کرد که با واکنش‌های کشورهای منطقه با شکست روبه‌رو شد.

۲-        ترکیه با ارائه دیپلماسی «توسعه‌طلبانه» اعتبار خود را تا اندازه زیادی از دست داد.

۳-        ترکیه با ایجاد تضاد میان «مدل توسعه ترکیه» و «مدل ایرانی توسعه» در منطقه، دیپلماسی «تضاد منطقه‌ای» را تشدید کرد.

۴-        ترکیه با تلاش برای نشان دادن «گسست تحولات منطقه با انقلاب اسلامی»، نوعی از «گسست اسلامی» را در جوامع منطقه تبلیغ کرد که با تحولات واقعی در حال تضاد بود.

۵-       ترکیه با تلاش برای ایجاد تضاد میان «بیداری اسلامی منطقه» و «انقلاب اسلامی ایران»، نه تنها «مدل اسلامی ترکیه» را با تضادهای واقعی روبه‌رو کرد، بلکه دوستی ایران را با خطر جدی مواجه ساخت.

۶-       دیپلماسی «برتری‌طلبی» و ارئه مدل متفاوت از «توسعه اسلامی»، تلاش برای نزدیک شدن به اتحادیه اروپا بدون توجه به منافع کشورهای منطقه، دخالت در امور سوریه و حمایت از مخالفان، شکست دیپلماسی ترکیه و تلاش برای تصویرسازی شکست دیپلماسی ایران درباره تحولات جهان اسلام، ترکیه را وارد مرحله «تضاد دیپلماسی» میان گذشته و آینده کرد.

حرکت اخیر وزارت امورخارجه ترکیه در تجدید نظر در مورد دیپلماسی «برتری‌طلبی» و اتخاذ رویه‌ای جدید برای ارائه دیپلماسی «تحول‌طلبی» با تجدید نظر در دیپلماسی گذشته و ترسیم دیپلماسی جدید متکی به بازگشت به تشخیص‌های واقعی و ارزش‌گذاری جدی برای منافع کشورهای منطقه و بازتفسیر منافع ترکیه بر اساس نوعی از توازن منطقی در رابطه با کشورهای همجوار و درک عمیق‌تر از جنبش بیداری اسلامی در جهان اسلام، حرکتی است که می‌تواند این کشور اسلامی و مهم منطقه را از پارادوکس نهادینه شده در «دیپلماسی دوشخصیتی» رها سازد و افق‌های جدیدی را از همکاری و دوستی را میان کشورهای منطقه به وجود آورد و آن را از «افسردگی سیاسی» زودرس رها سازد

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *