کتاب مقالات منتخب دومین همایش ملی سواد رسانه ای و اطلاعاتی

کتاب مقالات منتخب دومین همایش ملی سواد رسانه ای و اطلاعاتی

مقدمه

آغاز سخن

در چند سال اخیر مفهوم «سواد رسانه ای» به یک مفهوم پر تکرار، پر اهمیت و پر مخاطب تبدیل شده است. این مفهوم با افزودن واژه اطلاعاتی به آن به «سواد رسانه ای و اطلاعاتی» تبدیل شده است که در رشد فهم اجتماعی-فرهنگی نسبت به رسانه ها و بطور کلی اطلاعات و شیوه مصرف آن ها تاثیر فراوان دارد.

البته باید تاکید کرد که مفهوم «سواد رسانه ای» بیش از نیم قرن در کشورهای پیشرفته مورد توجه بوده و سیاست ها، برنامه ریزی ها و طرح های گوناگونی برای فهم، شناخت و معرفی آن به جوامع مرتبط صورت گرفته است.

دلائل متعددی برای این توجه روز افزون به حوزه «سواد رسانه ای و اطلاعاتی» در کشورهای مختلف از جمله ایران وجود دارد که تنها به چند دلیل اشاره می شود:

۱-رسانه ها در شرایط کنونی جهان به یک هوای تنفسی تبدیل شده اند که اگر وجود نداشته باشد حیات انسان دچار نوعی از «بحران و مرگ تدریجی خبری-اطلاعاتی» می شود. این بحران و یا مرگ تدریجی به این دلیل است که رسانه ها بخش اساسی از زندگی انسان را تشکیل می دهند. بنابراین، همانگونه که انسان به غذا، مسکن، آرامش و امنیت نیاز دارد، نیازمند رسانه است. این موضوع به جای اینکه به یک راه حل برای آرامش و امنیت انسان تبدیل شود، به یک معضل یا مشکل تبدیل شده است که هر روز درباره آن بحث و مجادله می شود.

۲-رسانه ها همانگونه که به بخشی از زندگی انسان تبدیل شده اند، به بخش تاثیرگذار در فرایند سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فکری و غیره نیز تبدیل شده اند. به عبارت دیگر، رسانه ها نه تنها تعیین کننده شیوه ای از زندگی شده اند، بلکه فراتر از آن با تاکید بر ایدئولوژی، فلسفه، علم و تجربه زیسته شیوه های زندگی معرفی شده را مورد تحلیل قرار داده و با روش های اقناعی در تلاش اند که انسان را متقاعدسازند آنچه که گفته می شود یا معرفی می گردد بهترین شیوه از زندگی است.

۳-فهم و شناخت رسانه ای نیز در شرایط سلطه رسانه ها بر جامعه، به یک امر مهم اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی تبدیل شده است. آیا همه افراد، نخست، می توانند فهم و شناخت یکسانی از محتوای رسانه ای داشته باشند یا اینکه این فهم و شناخت می تواند تفاوت معناداری میان انسان ها و جوامع مختلف داشته باشد؟ دوم، آیا تاثیرات رسانه ای بر جوامع مختلف یکسان یا متفاوت است و آیا مصرف رسانه ای در جوامع گوناگون با تغییر شیوه زندگی بر پایه این مصرف یکسان یا متغیر است؟ سوم، آیا فهم و شناخت رسانه ای می تواند در انتخاب و گزینش مناسب زندگی و جلوگیری از خطرات و آفات آن تاثیرگذار باشد؟ اینها تنها بخشی از مواردی است که می توانند در این زمینه اهمیت داشته باشند.

۴-تولید «محتوای مناسب رسانه ای» با هر معنا و رویکردی که برای مفهوم «مناسب» برای جوامع گوناگون مطرح است، یکی از مواردی است که بحث مربوط به سواد رسانه ای و اطلاعاتی را بیش از گذشته حائز اهمیت جدی کرده است. آیا اصولا با تولیدات گسترده محتواهای رسانه ای در سطح جهانی می توان از «محتوای مناسب بومی رسانه ای» سخن گفت؟ این محتوا با چه فرهنگ، رویکرد و ایدئولوژی باید تولید شود؟ اینها موارد ساده ای در این حوزه تلقی نمی شوند. محتوا، متاثر از متن زندگی جامعه مورد مطالعه است، بنابراین، با توجه به تغییرات جهانی که در این زمینه تاثیرات خود را دارد، باید به موضوع تولید محتوای مناسب بومی اقدام نمود که بتواند فرهنگ جامعه را مورد صیانت قرار دهد.

۵-دلیل دیگر اهمیت مفهوم سواد رسانه ای و اطلاعاتی در جهان معاصر، موضوع امکان «آموزش شیوه های گوناگون سواد رسانه ای و اطلاعاتی» است. به عبارت دیگر، آیا آموزش های رسانه ای می توانند از انحرافات فرهنگی و اخلاقی، تغییرات نامناسب سیاسی و اجتماعی و بالاخره تحولات نامطلوب فکری و دینی جلوگیری کند؟ این مساله، یکی از چالش های مهم مباحث سواد رسانه ای و اطلاعاتی است. آیا شیوه های آموزشی در این زمینه همانند روش های بکار گرفته شده در نظام آموزشی کشور است یا باید تفاوت اساسی با آن داشته باشد؟ بحث توجه به شیوه های آموزشی و اعمال دقیق و مناسب آنها در جامعه می تواند به یک حوزه ای مطالعاتی، سیاستگذاری و اجرائی تبدیل شود که در نتیجه اقداماتی که در این زمینه صورت می گیرد می توان به سطوحی مناسب از شیوه برخورد با سلطه رسانه ای برای بهبودبخشی مطلوب و مورد نظر برای جامعه دست یافت.

تعریف پیشنهادی سواد رسانه ای و اطلاعاتی

یکی  از مشکلات مهم در حوزه سواد رسانه ای و اطلاعاتی مفهوم شناسی و ارائه تعریف مناسب از این حوزه مهم رسانه ای است. در حقیقت می توان گفت که هر جامعه ای می تواند از رویکرد خاصی به این موضوع نگاه کند. این نگاه، ریشه در فرهنگ و ایدئولوژی جامعه دارد و اگر به این مفهوم شناسی و تعریف توجه نشود، فهم این حوزه دچار اشکال جدی شده و نهایتا امکان برنامه ریزی و سیاستگذاری مناسب برای آن وجود نخواهد داشت.

نگارنده مدتی پیش این تعریف با توضیحاتی که داده می شود برای مفهوم «سواد رسانه ای و اطلاعاتی» ارائه کرده است که در اینجا نیز مجددا مطرح می شود.

«سواد رسانه ای و اطلاعاتی نوعی از آموزش رسانه ای و اطلاعاتی است که نه تنها در انتخاب نوع رسانه و ابزارهای اطلاعاتی مؤثر است، بلکه محتوای رسانه ای و اطلاعاتی را با دیدگاه انتقادی، تربیتی، فرهنگی و دینی برای ایجاد نوعی از بینش و فهم در گزینش گری رسانه ای توسط مخاطبان مختلف برای تحقق جامعه مطلوب، مورد ارزیابی قرار می دهد و انتخاب مناسب را به مصرف کنندگان رسانه ای ارائه می دهد.»

در این تعریف و مفهوم شناسی چند محور مهم معنایی وجود دارد که مورد اشاره قرار می گیرند.

  • آموزش سواد رسانه ای و اطلاعاتی: سواد رسانه ای و اطلاعاتی نوعی از آموزش است. اگر چه شاید مفهوم سواد آموزش را تداعی می کند، اما فراتر از آن باید تاکید کرد که برای آموختن سواد رسانه ای باید آموزش های مناسب با شیوه های مطلوب و مؤثر ایجاد شوند. در اینجا نه تنها آموزش و شیوه های آموزشی مهم اند، بلکه تعلیم دهندگان و آموزشگران این سواد نیز باید از تبحر و تخصص و دانش کافی برخوردار باشند. مهارت در این زمینه و چگونه آموزش دادن نیز حائز اهمیت است. چه بسا آموزش هایی در این زمینه انجام گرفته اند که نتیجه معکوس داده اند.  
  • انتخاب نوع رسانه و ابزارهای اطلاعاتی مؤثر: انتخاب رسانه های مناسب و ابزارهای اطلاعاتی مؤثر در این زمینه حائز اهمیت می باشند. در این انتخاب عوامل بسیاری می توانند تاثیرگذار باشند مانند رسانه خاص، افراد بخصوص، زمان مصرف، مکان های مورد استفاده و بالاخره چگونگی دسترسی و امکان دسترسی.
  • محتوای رسانه ای و اطلاعاتی: محتوا اساس بحث سواد رسانه ای و اطلاعاتی است. همه موارد دیگر در حقیقت تکمیل کننده بحث مزبور هستند. محتوای رسانه ای، از تولید کنندگان، شیوه توزیع محتوا، دریافت کنندگان و درجه تاثیرگذاری بر روی آنان تا تولید چرخه تولید محتوای های جدید تحت تاثیر بازخوردهای مختلف می تواند مطرح گردد. همه این موارد نیازمند بحث جدی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرند.
  • دیدگاه انتقادی، تربیتی، فرهنگی و دینی: آیا سواد رسانه ای و اطلاعاتی فقط باید با دیدگاه انتقادی آموزش داده شود؟ این مساله مورد تایید کامل نیست. اگر چه بحث انتقادگری به یک بحث روشنفکرانه جدی تبدیل شده است که اگر با این دیدگاه مسائل دیده نشوند، گویی از واقع گرایی دوری شده است. در حالیکه به اعتقاد اینجانب، یکی از مباحث مهم در این زمینه دیدگاه انتقادی است اما شاید مهمتر از آن دیدگاه های تربیتی، فرهنگی و دینی، حداقل برای جوامعی مانند جامعه ایران که به هر حال یک جامعه فرهنگی-دینی است باید مورد توجه جدی تر قرار گیرند. سواد رسانه ای اگر به سمت انتقادگری تنها سوق داده شود، در تربیت سازی فرهنگی آن می توان تردید نمود. انتقادگری باید به گونه ای هدفمند مطرح گردد که بتواند به نتایج مفید و روشن منجر شود.
  • ایجاد بینش و فهم در گزینش گری رسانه ای توسط مخاطبان مختلف: سواد رسانه ای و اطلاعاتی باید منجر به ایجاد نوعی از بینش و فهم  در گزینش گری رسانه ای توسط مخاطبان مختلف گردد. اگر این هدف تامین نشود، آموزش های مربوط به سواد رسانه ای و اطلاعاتی عقیم و غیر مفید خواهند بود. ایجاد بینش و فهم، یک حرکت آموزشی است. اگر چه بخشی از آن باید ذاتی باشد، اما امکان توسعه آن با آموزش های مناسب وجود دارد. این بخش بسیار حساس و مهم است. چگونگی دیدگاه بینشی در این زمینه مهم است که معمولا می تواند دچار چالش های فراوان شود. توانمندی بینشی باید منجر به گزینشگری مناسب شود. این گزینشگری، نوعی از اعمال درجه فهم در انتخاب نوع رسانه، محتوای رسانه ای و چگونگی مصرف رسانه ای است. این مساله باید به شکل جدی و عمیق به افراد جامعه آموزش داده شود.
  • تحقق جامعه مطلوب: همه بحث در مورد سواد رسانه ای و اطلاعاتی این است که نهایتاً باید از طریق آموزش آن در جهت تحقق جامعه مطلوب حرکت نمود. این حرکت یک حرکت هدفمند و ارزشی است. اگر چه این هدفمندی و ارزشی بودن در رابطه با جوامع مختلف متفاوت است، اما نهایتا هر جامعه ای نوعی از مطلوبیت در نظر دارد که تلاش می کند به آن دست یابد. در جامعه اسلامی ما نیز، جامعه مطلوب جامعه است که بتواند از نظر اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و غیره بر پایه اصول اسلامی محقق شود.
  • ارزیابی کردن: در مورد سواد رسانه ای و اطلاعاتی نه تنها گزینشگری مهم است، بلکه ارزیابی مداوم توسط افراد، جامعه، خانواده، دولت و سایر قدرت های مؤثر در رابطه با آن اهمیت ویژه  دارد. ارزیابی سواد رسانه ای و اطلاعاتی به شکل مداوم توسط افراد و نهادهای فوق و به ویژه توسط دانشگاه ها و دانشگاهیان و پژوهشگران بسیار مهم و حائز اهمیت است. در این زمینه نباید به یک سطح از سواد رسانه  ای بسنده کرد و باید به سطوح مختلف که در طی زمان می توانند متغیر و متفاوت باشند توجه نمود. سواد رسانه ای و اطلاعاتی یک حوزه بسته و محدود نیست، بلکه می تواند با گذشت زمان و توسعه ارتباطات و رسانه ها متغیر و غنی سازی شود. این امر به شدت به ارزیابی مداوم و شیوه های ارزیابی و چگونگی نگاه کردن به ارزش گذاری های ارزیابی بستگی دارد.
  • ارائه انتخاب های مناسب به مصرف کنندگان رسانه ای: در رابطه با سواد رسانه ای و اطلاعاتی نه تنها آموزش های مربوط به این حوزه بلکه باید انتخاب های مناسب و نمونه های مطلوب را نیز به افراد و خانواده ها و جامعه ارائه کند. در اینجا بحث تولید محتوای مناسب به شدت اهمیت پیدا می کند. تنوع محتوای های مناسب و مطلوب نیازمند، شناخت وضعیت فردی و اجتماعی جامعه و جهان بینی لازم در جهت سوق دادن جامعه به اهداف مطلوب دارد. بدون ایجاد انتخاب های مطلوب  و مناسب در این زمینه نمی توان به تولیدات همه گونه ای که گاهی با اهداف خاص و گاهی نیز برای اهداف اقتصادی تولید می شود اعتماد نمود. در اینجا نقش دولت در حمایت از این تولیدات و جهت گیری آنها اهمیت فراوان دارد. بدون این حمایت که بخشی از آن باید حمایت اجتماعی نیز باشد، امکان تولید محتواهای مطلوب با مشکلات فراوان روبرو می شود و در حقیقت با چنین وضعیتی آموزش های سواد رسانه ای و اطلاعاتی تاثیر خود را از دست خواهند داد.

رسانه هراسی یا رسانه گرایی

«مدیا فوبیا» یا «رسانه هراسی» به یکی از رویکردهای مهم جهان معاصر تبدیل شده است که در نتیجه سلطه بیش از حد رسانه ها در شکل گیری زندگی انسان و تسخیر وی مطرح شده است. رسانه هراسی، بیش از آنکه انسان را واجد شرایط مناسب مبارزه ای با تاثیرات نامناسب رسانه ای کند، وی را دچار نوعی از سردرگمی و اختلال کرده است. این اختلال ناشی از عدم فهم و شناخت واقعی رسانه ای و چگونگی آموزش در تقلیل مشکلات و انحرافات آن است.

در برابر رسانه هراسی می توان مفهوم «رسانه گرایی» را مطرح کرد. آیا رسانه گرایی هوشمند می تواند از رسانه هراسی جلوگیری کند؟ این موضوع باید به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد. متاسفانه مباحث مربوط به محتوای رسانه ای، به ویژه در فضای مجازی و فیلترینگ و محدودیت سازی، وضعیتی در این زمینه ایجاد کرده است که به جای لذت بردن از رسانه نوعی از وحشت و هراس از رسانه در میان خانواده ها و برخی از افراد ایجاد شود. این وضعیت باید به شکل جدی تغییر یابد. در اینجا نیازمند نوعی از «بازنگری رسانه ای» هستیم که همراه با پیشرفت زمان، ضرورت همگام شدن آگاهانه با تغییرات و تحولات جهانی و گزینش گری مناسب و مطلوب باشد.

برای تبدیل رسانه هراسی به رسانه گرایی مناسب و مطلوب، نیازمند تجدید نظر در رابطه انسان-رسانه هستیم. آیا باید همچنان به مدیریت جامعه توسط رسانه ها ادامه داد یا باید افراد، خانواده ها و جامعه مدیریت رسانه را عهده دار باشند. این موضوع به شدت حائز اهمیت است. رسانه در شرایط کنونی جهانی بر روی اینکه به چه چیزی فکر کنیم دیگر تاکید نمی کند، بلکه در تلاش است که چگونه فکر می کنیم را عهده دار باشد و از مرحله پیام به مرحله محتوا و از این دو مرحله به مرحله گفتمان و گفتمان سازی برسد. بنابراین، مدیریت رسانه ای از موارد بسیار مهم در این زمینه است.

نتیجه گیری

این مقدمه برای کتاب «مجموعه مقالات دومین همایش سواد رسانه ای و اطلاعاتی» نوشته شده است. همایش برگزار شده در این رابطه توانست دیدگاه ها و رویکردهای اندیشمندان، استادان، دانشجویان و علاقمندان به این حوزه مهم ارتباطی-رسانه ای را جلب کند. این خود می تواند آغازی بر تحقق نگاه تجدیدنگرانه به موضوع رسانه ها و بالاخره سواد رسانه ای و اطلاعاتی باشد.

مقالات مختلف ارائه شده به این همایش یا ارسال شده به آن، با ارزیابی های مختلف علمی انتخاب و در این مجموعه منتشر می شوند. بدیهی است که این جریان نگارش علمی و کاربردی در این زمینه نباید در همین مجموعه متوقف شود. اگر چه برگزاری همایش های بعدی می تواند در این زمینه تاثیرگذار باشد، اما نباید جذب مشارکت های علمی تنها در قالب همایش ها محدود شود. ایجاد زمینه های گوناگون طرح اندیشه ها و تجربیات در این زمینه باید همچنان به یک امر مهم و اجرائی تبدیل شود.

در این مقدمه تلاش شد که اهمیت موضوع سواد رسانه ای و اطلاعاتی مورد توجه قرار گیرد. در حقیقت، امروزه بحث مربوط به رسانه ها به شکل گسترده ای مطرح می شود و جامعه نگران تاثیرات فراوان آنها به ویژه بر روی نسل جوان است.

نگاه به مفهوم شناسی و تعریف مناسب برای سواد رسانه ای و اطلاعاتی نیز می تواند در تجدید نظر به ارزیابی رسانه ها و تاثیرات آنها بر جامعه اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، تعریفی پیشنهادی در این رابطه ارائه شده است. بدیهی است که این گونه تعریف ها باید به شکل مناسب توسعه یافته و نهایتا جامعه به یک تعریف جامعی در این زمینه برسد که از سوئی مطلوب و همراستا با فرهنگ و اخلاق جامعه است و از سوئی دیگر از جنبه های علمی و اجرائی مناسب برخوردار باشد.

بحث رسانه هراسی و رسانه گرایی نیز از مباحث مهم اجتماعی است که باید به شکل مناسب مورد توجه قرار گیرد. نه رسانه هراسی باید مورد غفلت واقع گردد و نه رسانه گرایی مورد تبلیغ نامطلوب قرار گیرد. فهم رسانه ای نیازمند، آموزش های رسانه ای است. این آموزش تنها از طریق نظام آموزشی دولتی نباید صورت گیرد، بلکه باید کلیه افراد، خانواده ها و شخصت های مهم و تاثیرگذار جامعه به این مساله توجه کافی داشته باشند. آموزش در این زمینه نیازمند یک «نهضت ملی سواد رسانه ای و اطلاعاتی» است.

امیدوارم توجه به این موضوع مهم ارتباطی-رسانه ای به نتایج مطلوبی در جهت مصونیت اجتماعی و فرهنگی جامعه نسبت به محتواهای نامناسب و نامطلوب رسانه ای منجر شود. این موضوع نیازمند نهضت دیگری است که می توان آن را «نهضت تولید محتوای رسانه ای» نامید. بدون محتوای مناسب که این کتاب نمونه ای از آن می تواند تلقی گردد، نمی توان به راه حلهای مطلوب رسید.

ضمن تشکر و تقدیر از زحمات و فعالیت های کلیه همکاران همایش و اعضای محترم شورای علمی همایش، نویسندگان مقالات و نیز ناشر این مجموعه، امیدوارم که این راه مهم همچنان در همایش های بعدی استمرار و تداوم داشته باشد.

دکتر حسن بشیر

استاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

رئیس شورای علمی دومین همایش سواد رسانه ای و اطلاعاتی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *