تمام مطالب دسته بندی: اساتید من
براي استاد محبوب ما حضرت آيت ا… مهدوي کني

براي استاد محبوب ما حضرت آيت ا… مهدوي کني

براي استاد محبوب ماحضرت آيت ا… مهدوي کني به مناسب سالگرد ارتحال ایشان کوه را خاموش ديدم، سرو را در بادها اشک و غم آميخت با هم، در دل فريادهاغصه و درد و غروب عشق در چشمان ماآه از اين نامهرباني، داد از اين بيدادهاما به صبر و خویشتن داری اگر چه شهره ایمصبر ما لبريز گرديده است زين رخدادهاسال های سال پیمودیم راه آسماندست در دست کسی چون بوذر و مقدادهالحظه ی هجران تو آمیخت با رنجی بزرگبا کدامين غصه بايد ساخت در میعادهادر سکوتي تلخ، در بُهتی عمیق و دردناکدانش آموزان تو هستند با اُستادهابار الها مهدوی را با علی (ع) محشور کن آنکه یاران را دهد در روز حشر امدادها*حسن بشير

۱۰- اساتید من: در میانه راه به سوی دانشگاه جندی شاپور (اهواز)

۱۰- اساتید من: در میانه راه به سوی دانشگاه جندی شاپور (اهواز)

حسن بشیر ۴/۹/۱۳۸۹- تهران خاطرات مشهد و دانشگاه آن را رها می کنم. نه به این دلیل که خاطرات آن قابل ارائه نیستند، اما به دلیل طولانی شدن و اجتناب از حاشیه پردازی و رسیدن به اصل مطالبی که مایل بودم درباره اساتید داخل و خارج کشور داشته باشم؛ به یک خاطره مهم دیگری در میانه راه میان مشهد و اهواز در خوابگاه دانشجویان تهران در همان سال ۱۳۵۲-۱۳۵۱ اشاره کنم. داستان از این قرار است که من گاهی که به تهران می رفتم به دلیل داشتن برخی از دوستان دانشجو در دانشگاه تهران به خوابگاه آنها در امیرآباد سر می زدم و شب ها را در آنجا به سر می بردم. در یکی از روزهای اوائل تعطیلات تابستانی که […]

اساتید من-۹

اساتید من-۹

۹- اساتید من: بقیه از دانشگاه مشهد حسن بشیر ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ امروز روز ۱۷ شهریور است. روزی بیاد ماندنی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران. کشتار رژیم شاه در آن روز چهره وحشیانه و استبدادی آن را بیش از پیش بر ملا کرد. ساواک در این زمینه قطعا نقش مهمی را عهده دار بوده. خاطره ای که در اینجا می آید، از خاطرات مربوط به دوستانی است که به دست ساواک شکنجه شدند و تاریخ زندگی آنها به گونه ای دیگر رقم خورد. البته باز هم از ظلم و ستم و خونخواری ساواک خواهم گفت. از خاطراتی که خودم در این زمینه درگیر بودم. توجه: در همین آغاز کلام، به این نکته اشاره می کنم که به دلیل اینکه با […]

اساتید من-۸

اساتید من-۸

۸- اساتید من: بقیه از دانشگاه مشهد حسن بشیر تهران- ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ در همان زمان نسبتا کوتاهی که دانشجوی دانشگاه مشهد بودم، از دانشگاه و کلا دوران دانشجویی در شهر مقدس مشهد خاطرات زیادی دارم، اما در این رابطه فقط به چند خاطره ای که فکر می کنم ارزش گفتن دارند با خوانندگان محترم در میان می گذارم. خاطره اول: روزی که به مشهد رفتم، با خودم خرت و پرت هایی داشتم که برای خواب و استراحت بودند و کمی هم لباس. بخوبی یاد دارم که با تاکسی می خواستم به جایی بروم که می دانستم، تا اینکه روزهای بعد برای ثبت نام به دانشگاه مشهد بروم. از تاکسی که پیاده شدم فقط کیف دستی ام با خودم بود. […]

اساتید من-۷

اساتید من-۷

– اساتید من: دانشگاه مشهد حسن بشیر ۷ مرداد ماه ۱۳۸۹ دانشگاه مشهد اولین دانشگاهی بود که پس از گرفتن دیپلم وارد آن شدم. سالهای ۵۱-۱۳۵۰، یعنی همان سالهایی بود که دکتر شریعتی در مشهد و به ویژه دانشکده ادبیات آن به شدت مطرح شده بود. یعنی همان سالی که برای اولین بار در کشور طرح ویژه پذیرش کلی دانشجویان بدون تفکیک رشته ای آنها از کنگور و سپس تفکیک آنها بر مبنای معدل و اعزام آنها به دانشکده های مختلف اجرا گردید. این طرح برای یکبار در همان سال انجام و چراغ آن برای همیشه خاموش گشت و طرح کلا متوقف شد، اما این طرح حداقل اثرات خودش را بر زندگی خیلی از دانشجویان آن سال، از جمله خود […]

اساتید من- ۶

اساتید من- ۶

۶- اساتید من: در بقیه درس های حوزه حسن بشیر تهران، اول شهریور ماه ۱۳۸۹  اساتید خیلی زیادی برای درس های حوزوی نداشتم، اما با قدرت می توانم ادعا کنم که این اساتید از بهترین ها بودند که شاگردی ما را پذیرفتند. واقعا سعادت بزرگی بود که با آنان آشنا شدیم. هر چه بود توفیق خداوندی و عنایت وی بود که ما را با این اساتید پیوند داد. یکی از مسائل مهمی که در آن زمان (حدود ۴۳ سال پیش) در حوزه علمیه اتفاق افتاد، تحولی است که در برخی از کتاب ها و شیوهای تدریس به وجود آمده بود. کتاب های آیت الله شهید محمد باقر صدر (ره) و دیدگاههای وی اهمیت زیادی پیدا کرده بود. دیدگاه حضرت امام […]

اساتید من-۵

اساتید من-۵

حسن بشیر تهران، ۳۱/۵/۱۳۸۹ آیت الله ابوالفضل اسلامی، در آن زمان که ما چهار نفر نوجوان را با ادبیات علوم اسلامی حوزوی آشنا کرد، هنوز جوانی بود، که در مدرسه آیت الله بروجردی استقرار داشت. جوانی روحانی، انقلابی، پیرو امام خمینی (ره) آنهم در آن زمان که بیش از ۴۰ سال پیش بود، متقی، با ایمان و خوش فکر. نمی دانم چگونه شد که با وی آشنا شدیم. بنظر می آید که ایشان به لحاظ ارتباطی که با روحانیون انقلابی و فهیم حوزه داشت، راهی برای ارتباط ما با وی به وجود آمد که بسیار هم پر برکت و معنادار بود. اولین درسهای مقدماتی را با وی گذراندیم. به عبارت دیگر، ساختار فکری و رویکردهای شناختی ما تا اندازه زیادی […]

اساتید من-۴

اساتید من-۴

– استاد من: حضرت آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی حسن بشیر تهران-۲۵/۵/۱۳۸۹ گاهی توفیقاتی نصیب انسان می شوند که بجز عنایت خداوند هیچ عامل دیگری برای آنها نمی توان تصور کرد. شاگردی حضرت آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی نیز از همین توفیقات و عنایات خداوندی است که نصیبم شده است. در همان نوجوانی و در آغاز بخود آمدن و تلاش برای فکر کردن و یاد گرفتن. حلقه دوستان چهارنفری که قبلا نیز گفته بودم برای چندین سال با همدیگر و از ۱۲ -۱۳ سالگی تصمیم بر این گرفته بودیم که علاوه بر درسهای مدرسه، درسهای طلبگی را نیز بخوانیم. از اخلاق شروع کردیم که مرحله اول آدم شدن بود. تازه می خواستیم بدانیم که آدم شدن یعنی چه […]

اساتید من- ۳

اساتید من- ۳

اساتید من- ۳ ۳- معلم من: حجت الاسلام آل طه وی معلم فارسی و املا و انشا ما بود، در سطح متوسطه. تنها روحانی مدرسه بود که به سبک روحانیون متجدد حدود چهل و اندی سال پیش لباس می پوشید. خوش چهره و بسیار مرتب و شیک. مهربان و مشوق دانش آموزان برای یادگیری به ویژه در درس املا و انشاء. آنچه که به یاد دارم، تقریبا این بود که همه دانش آموزان از نظر املا بهترین ها شدند. یاد گرفتند که چگونه با کلمات رفیق باشند و چگونه آنها را بشناسند. غریبگی و غربت کلمات در درس ایشان معنا نداشت. هر چه بود دوستی و اُخت هر چه بیشتر با حروف و کلمات و جملات. بهمین خاطر بود که […]

1 2