تحلیل گفتمان رسانه های جهان-کتاب اول

قیمت

معرفی اجمالی محصول تحلیل گفتمان رسانه های جهان-کتاب اول

  مقدمه مولف تحلیل گفتمان محتوای رسانه ها، نه تنها کشف معناهای آشکار و هژمونیک تحت اللفظی موجود در متن است، بلکه فراتر از آن، تلاشی برای کشف ناگفته ها است. ناگفته ها، گفته های فراتر از متن است که بدون متن نیز نمی توانند مورد مکاشفه قرار گیرند. کشف معناهای نهان، بدون تکیه بر معناهای آشکار ممکن نیست. همانگونه که تحلیل های کیفی، نمی توانند گسست کامل با تحلیل های کمی داشته باشند. کمیت، وجه دیگر جهان کیفی است و این واقعیت دو وجهی بدون کمیت و کیفیت نمی تواند وجود داشته باشد. این همگرایی میان کمیت و کیفیت به معنای این نیست که شیوه های تحلیلی آنها نیز باید با همدیگر شباهت داشته باشند. یا اینکه آنچه که […]

 

مقدمه مولف

تحلیل گفتمان محتوای رسانه ها، نه تنها کشف معناهای آشکار و هژمونیک تحت اللفظی موجود در متن است، بلکه فراتر از آن، تلاشی برای کشف ناگفته ها است. ناگفته ها، گفته های فراتر از متن است که بدون متن نیز نمی توانند مورد مکاشفه قرار گیرند. کشف معناهای نهان، بدون تکیه بر معناهای آشکار ممکن نیست. همانگونه که تحلیل های کیفی، نمی توانند گسست کامل با تحلیل های کمی داشته باشند. کمیت، وجه دیگر جهان کیفی است و این واقعیت دو وجهی بدون کمیت و کیفیت نمی تواند وجود داشته باشد. این همگرایی میان کمیت و کیفیت به معنای این نیست که شیوه های تحلیلی آنها نیز باید با همدیگر شباهت داشته باشند. یا اینکه آنچه که به عنوان عناصر اصلی روشهای کمی تحلیل مطرح هستند، در روشهای کیفی تحلیل نیز با یکدیگر تطابق داشته یا با همدیگر شباهت کامل دارند.

تحلیل گفتمان در حقیقت نه تنها تلاشی برای تحلیل متن در زمینه های موقعیتی و دست یابی به معناهای فرامتنی است، بلکه خروج از معنای هژمونیک تحت اللفظی و کشف معناهای ضمنی و پنهان متن است. کشف این معانی، بدون درک واقعی معناهای تحت اللفظی امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر همانگونه که برای انجام هر تحلیل، روشهای کمی تحلیل مورد نیاز هستند و بدون توجه به آنها نمی توان به تحلیل های کیفی دست یافت، دست یابی به معناهای ضمنی و پنهانی متن، بدون شناخت کافی از معناهای تحت اللفظی امکان پذیر نمی باشد.

در اینجا است که می توان گفت در تحلیل های قابل قبول که از روایی و پایائی مناسبی برخوردار هستند، باید نوعی از تعادل میان بکارگیری روشهای کمی و کیفی از یک طرف و توجه به معناهای تحت اللفظی و ضمنی از طرف دیگر وجود داشته باشد. بسیاری از تحلیل های کیفی که فاقد روائی کافی می شوند، معمولا در این حوزه تعادلی دچار اختلال می گردند.

درباره تحلیل گفتمان، روشهای گوناگونی تا کنون ارائه شده است. روش ون دایک، روش فرکلاف، روش لاکلاو و موف از مهمترین روشها در این زمینه است. هر یک از این روشها، رویکرد ویژه ای به تحلیل گفتمان دارد. اما آنچه که در همه این روشها دیده می شود وجود نوعی از ابهام در شیوه عمل است. شیوه عملیاتی در تحلیل گفتمان، شیوه ای از درک و فهم متن، زمینه و فرامتن است؛ اما این شیوه باید به گونه ای طراحی شود که بتواند همچون تحلیل موجود در روش های کمی، نوعی از عینیت را بازنمایی کند. خروج از تحلیل های ذهن گرا، در تحلیل گفتمان یکی از مهمترین اهرم های روایی تحلیل است. خروج از ذهنیت در ارائه تحلیل به معنای عدم توجه به معناهای انتزاعی و ذهنی در فرایند تحلیل نیست. توجه به عینیت و ذهنیت در تحلیل های کیفی یکی از اصلی ترین مسائلی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرند؛ در تحلیل گفتمان نیز این مساله حائز اهمیت زیاد است. اما فرایند عملیاتی باید از عینیت بیش از ذهنیت برخوردار باشد. به عبارت دیگر، همانگونه که روشهای کمی نوعی از عینی سازی آماری را برای ایجاد ارتباط معنایی میان محتوا و فهم ایجاد می کنند، روشهای تحلیل گفتمانی باید نوعی از عینیت سازی کیفی را برای شیوه کشف معنا و مصادیق معنایی را بازتاب دهند. بنظر نگارنده، علیرغم اینکه برخی از روشها همچون روش ون دایک در تلاش است که رویکردهای عینی تری به واژه ها، مفاهیم، روابط دستوری و غیره بدهد، اما نهایتا در دام جزایر جداگانة معنای کلمات و مفاهیم و فرمولهای دستوری می افتد.

روش پدام (Practicle Discourse Analysis Method) (PDAM) (روش عملیاتی تحلیل گفتمان) که پیشنهاد این نگارنده برای خروج از اشکالهای ذهنیت گرایی و بکارگیری متناسب ذهنیت و عینیت برای درک بیشتر معناها و ایجاد فرایند مشخص برای انجام کلیه مراحل مربوط به تحلیل متون رسانه ای است، در تحلیل گزارش های مربوط به رسانه های بیگانه در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.

مراحل فرایندی روش پدام، شباهت هایی با روش فرکلاف دارد. همانگونه که فرکلاف در روش تحلیل گفتمان بر سه مرحله «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین» تاکید می کند، روش پدام نیز در تلاش است که این مراحل را با توجه به پنج سطح تحلیل که عبارتند از «سطح-سطح»، «سطح-عمق»، «عمق-سطح»، «عمیق» و «عمیقتر» مورد توجه قرار دهد. (نمودار شماره: ۱)

نمودار شماره (۱): سطوح مختلف تحلیل گفتمانی طبق روش پدام (PDAM)

سه سطح اول در حقیقت نوعی از «توصیف» است اما این توصیف، با تکیه به اصل متن، معناهای هژمونیک و ضمنی متن با انتخاب جملات همسو با هدف تحلیل، کشف رابطه میان معناهای مشترک در جملات همگرا در متن، و نهایتا قرائت معناهای جملات همسو در متن با سایر معناهای مستخرج از جملات دیگر متن بطور کلی است. این مرحله، به عبارت دیگر، حرکت در داخل متن از سه جهت: متن هدفدار، متن همسو و متن موجود است. (نمودار شماره (۲).

در این مرحله مهمترین مساله، کشف دالهای مرکزی و ایجاد مفصل بندی های مناسب میان متون گوناگون است. روابط مفصل بندی شده در متون مختلف (متن هدفدار، متن همسو و متن موجود) نوعی از روابط میان معنای هژمونیک و تحت اللفظی و معنای ضمنی است که می توانند در تحلیل مراحل بعدی موثر باشند. در اینجا بینامتنت ها نقش اساسی ندارند؛ گر چه هیچ مرحله ای بدون نوعی از بینامتنیت نمی تواند تحقق یابد. به عبارت دیگر، حتی گزینش اولیه هر متن برای تحلیل، نوعی دخالت دادن بینامتنیت های دیگر در شیوة، ضرورت و اهمیت متن مورد تحلیل است. اما در اینجا آنچه که بیشتر از همه مورد نظر است دخالت ندادن بینامتنیت های بیرونی و استفاده کردن از بینامتنیت های درونی متن برای تحقق مراحل اولیه تحلیل است. بنابراین می توان گفت که در حوزه بینامتنیت، برای تحلیل گفتمان با دو نوع بینامتنیت روبرو هستیم، یک: بینامتنیت درون متنی و دوم: بینامتنیت بیرون متنی. علاوه بر آنکه بینامتنیت می تواند ذهنیت بینامتنی تحلیلگر باشد و یا آنکه بینامتنیت عینی موجود که مورد استفاده تحلیگر قرار می گیرد. بینامتنیت با چنین تفسیری می تواند، نوعی از گفتمان درونی تحلیلگر باشد که در تحلیل متون مختلف مورد استفاده قرار می گیرد، و یا گفتمان بیرونی تحلیلگر باشد که روابط محتوای بیرونی با رویکردها، جهت گیری ها و گرایش های متن را مورد شناسائی قرار داده و به تناسب مورد بهره برداری قرار می دهد.

نمودار شماره (۲): حرکت در داخل متن: کشف روابط توصیفی

 

کشف روابط توصیفی در این سه جهت متنی، زیربنای کشف معناهای بعدی است. در این مرحله نوعی از تلفیق میان معناهای هژمونیک و تحت اللفظی و معناهای ضمنی ایجاد می شود؛ اما حرکت معنایی و تحلیلی هنوز در داخل متن محصور است. در این مراحل نوعی از تعامل میان متن و ذهنیت مفسر ایجاد می شود. تحلیلگر یا مفسر در این مرحله یک انتخابگر است. انتخابگری که هم جملات مورد نیاز در متن را انتخاب می کند، هم جملات همسو برای تحلیل های بعدی را کشف می کند و هم متن را با توجه به همه جهت گیری ها و گرایش های به دست آمده مورد توجه قرار می دهد. در حقیقت تحلیلگر یا مفسر در اینجا میان عینیت متن و ذهنیت خود پل ایجاد می کند. در اینجاست که بینامتنیت ها درون متنی در کشف معناهای موجود دخالت می کنند. در این سه مرحله از قرائت، حتی در اولین مرحله آن، تحلیلگر با توجه به اهداف تحلیل که نوعی از بینامتنیت به معنای گرایش بیرونی برای انتخاب جملات و مفاهیم برای دست یابی به معانی ضمنی است، اقدام به گزینش و تحلیل می کند. در مراحل آغازین، بکارگیری بینامتنیت درون متن بیش از بینامتنیت بیرون متن مورد استفاده قرار می گیرد. در مراحل بعدی، بینامتنیت های میان متن حاضر و متون غایب، به معنای تعامل متن و ذهنیت مفسر هستند که زمینه را برای مراحل دیگر تحلیل که عمدتا خروج از متن و توجه به زمینه و فرامتن است را آماده می سازند.

در مرحله عمیق، متن در زمینه موقعیتی مورد تحلیل قرار می گیرد. در اینجا، زمینه های مؤثر در خلق متن مورد توجه می باشند. متن در زمینه های مختلف خلق می شود؛ بنابراین آشنائی با زمینه های مزبور، در حد امکان، می تواند در این مرحله از تحلیل تاثیر بسزائی داشته باشد. این مساله به این معنا است که تحلیلگر باید شناخت کافی از محیط و زمینه های خلق متن داشته باشد. در این مرحله، تحلیلگر میان متن و زمینه رابطه معنایی ایجاد می کند، بنابراین متن های تحلیل شده در مراحل اولیه در این مرحله با معناهای زمینه ای پیوندهای لازم را برقرار می کنند. البته این معناها را تحلیلگر از مجموع معناهای مرتبط با زمینه کشف و گزینش می کند. این گزینش معنایی، سوگیری گزینشی نیست، بلکه کشف معانی مرتبط میان زمینه و متن است. در اینجاست که باید دقت کافی داشت گزینش های انجام گرفته، یک گزینش واقعی، بدیهی، منطبق با واقعیت، مورد پذیرش و دارای روایی کافی باشند.

مرحله عمیقتر، مرحله حساس تحلیل است. در این مرحله، تحلیلگر، روابط کشف شده میان متن و زمینه را با توجه به فرامتن مورد توجه قرار می دهد. فرامتن در این مرحله، هر مساله ای است که می تواند در خلق متن و زمینة وابسته تاثیرگذار باشد و یا با آنها رابطه ایجاد کند. توجه به فرامتن، به معنای گسست کامل از متن نیست. این مرحله، بر خلاف دیدگاه «مرگ مؤلف» که در تلاش است متن را بدون توجه به خالق آن مورد تحلیل قرار دهد، در صدد است که روابط میان خالق متن، اصل متن، زمینه های خلق متن و فرامتن های مرتبط را مورد تحلیل قرار دهد. فرامتن، گر چه خروج از معناهای متن و کشف روابط وسیع خارج از متن است اما بهیچ وجه نمی تواند با جهت گیری ها و گرایش های اصلی متن در تعارض باشد؛ بلکه باید همه این موارد در جهت تکمیل همدیگر حرکت کنند. حرکت فرامتنی، در حقیقت یک حرکت تکمیلی معنایی است که تحلیل را از غنای لازم برخوردار می کند. در این مرحله عمدتا کلیه مسائل مرتبط با متن و زمینه از فرامتن های مختلف توسط تحلیلگر مورد توجه قرار گرفته و معناهای پنهان و ناگفته ها مورد جستجو و نهایتا کشف قرار می گیرند.

کشف ناگفته ها، یک مرحله حساسی است که می تواند روایی تحلیل گفتمان را تقویت یا تضعیف کند. چنانچه ناگفته های کشف شده بتواند میان سه عنصر اصلی، متن، زمینه و فرامتن یک رابطة منطقی و مورد قبول ایجاد کند، کشف معناهای پنهانی و ناگفته می توانند از روایی لازم برخوردار باشند؛ در غیر این صورت تحلیل با مشکل جدی روبرو می شود. روایی در اینجا نیز یک روایی نسبی است که متخصصان و کارشناسنان یک حوزه تحلیلی می توانند نسبت به آن اظهار نظر کنند. اظهارات و ارزیابی های کارشناسان در این مرحله، خود اعتباردهنده به تحلیل است. روایی تحلیل های به دست آمده بر مبنای این روش به دلیل اینکه در هر مرحله، عینیت و ذهنیت حاکم بر مرحله قبلی را مورد توجه قرار داده و مورد استفاده قرار می دهد و حرکت بعدی با چراغ  مرحله قبلی آغاز و به انجام می رسد، می تواند یک روایی مورد قبول باشد. در اینجا باید توجه نمود که در همه روشهای کیفی موضوع روایی یک امر نسبی است که با توجه به شناخت و تجربه تحلیلگر در مرحله اول و پذیرش و فهم تحلیل توسط کارشناسان در مرحله دوم مورد ارزیابی قرار می گیرد.

برای تحقق این پنج مرحله (نمودار شماره: ۳)، نگارنده از بکارگیری ستون های مختلف در جداول تحلیلی استفاده کرده است. هر ستون معرف یک مرحله است. در مرحله اول «برداشت از اصل متن» مورد توجه قرار می گیرد. در این مرحله متن به شکل مستقیم یا به شکل برداشت از متن در ستون مزبور درج می شود. در اینجا باید توجه کرد که برداشت از اصل متن، نباید معنای موجود در متن گزینش شده را تحت الشعاع قرار دهد. در حقیقت، چنانچه برداشتی از متن صورت می گیرد، این برداشت نوعی از خلاصه کردن است. حذف کلمات مشابه، مفاهیم مرادف و کلا کوتاه کردن جملات بدون کاستن از معنا است. بدیهی است که این اقدام، یک اقدام سخت و در عین حال قابل تأمل است. در این مرحله چنانچه تحلیلگر، دچار اشتباه  و سوگیری شود، همة مراحل بعدی تحلیل مورد خدشته قرار می گیرند. در اینجا علیرغم اینکه نمی توان از بینامتنیت به معنای تداعی متون مختلف در ارتباط با متن مورد تحلیل به شکل جدی استفاده کرد، – به دلیل اینکه در اولین مرحله فقط گزینش متن در حال شکل گیری است و تحلیل به معنای دقیق آن آغاز نشده است-، اما گزینش متن اصلی برای تحلیل و انتخاب متن هدفدار از داخل متن اصلی به مثابه «برداشت از اصل متن» بدون داشتن نوعی از بینامتنیت ذهنی که نوعی از ارتباط معنایی را میان متن عینی موجود و متون ذهنی موجود در نزد تحلیلگر، امکان پذیر نیست. بنابراین، همانگونه که رفت، می توان گفت که بینامتنیت ها از نظر سطح حضور، نوع محتوا، چگونگی ارتباط و ذهنی یا عینی بودن آنها نزد تحلیلگر در هر مرحله به نوعی مورد استفاده قرار گرفته و هیچ مرحله ای از تحلیل گفتمان، حتی اولین مرحله آن، نیز بدون حضور نوعی از گرایش بینامتنی امکان پذیر نمی باشد.

مرحله دوم با توجه به «جهت گیری»[۱] و «گرایش»[۲] های  متن، متن را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. مطالب این مرحله با عنوان «جهت گیری و گرایش متن» در ستون دوم بر مبنای روش پدام درج می شوند. در این مرحله همانگونه که در تحلیل محتوا، به عنوان مثال، پژوهشگر به دنبال جهت گیری کلی متن و نقاط تمرکز یا گرایش های خاص متن است تا بر مبنای آن بتواند فراوانی مفاهیم مندرج در متن را مورد شناسائی و محاسبه قرار دهد، در اینجا نیز تحلیلگر به دنبال این است که بتواند میان متن و جهت گیری کلی آن و نیز گرایش های مقطعی از منظر همزمانی و درزمانی یک رابطه منطقی ایجاد کند. کشف این روابط درون متنی برای ادراک بعدی متن به شدت حائز اهمیت است. هر گونه اشتباه، انحراف، سوگیری و یا عدم شناخت کافی از جهت گیری و گرایش های اصلی متن می تواند تحلیل را دچال اشکال جدی کند و روایی آن را مخدوش سازد. در این مرحله، نوعی از همگرایی میان متن اصلی انتخاب شده برای تحلیل «متن مورد تحلیل»، گزینش جملات برای ستون اول «برداشت از اصل متن» و «جهت گیری و گرایش متن» برای ستون دوم باید وجود داشته باشد. این همگرایی، یک همگرایی اجباری یا ساخته شده توسط تحلیلگر نیست، بلکه یک همگرایی طبیعی، واقعی و هژمونیک است. در اینجا گر چه، تحلیلگر است که می تواند با نوع استدلال و ایجاد زمینه های درک معنایی این رابطه همگرایی را تقویت و برجسته سازد، اما نهایتا، این متن است که در همه مراحل خود را به شکل همگرا جلوه گر می سازد. در این مرحله، رابطة میان متن و ذهنیت مفسر یا تحلیلگر به شکل خاصی برجسته می شود. این رابطه، یک رابطه معنایی است که تلاش می کند میان متن و بینامتنیت ذهنی تحلیلگر رابطه ایجاد کند.

مرحله سوم، با ستون سوم و تحت عنوان «تحلیل توجیهی با توجه به سایر گرایش های متن» آغاز می شود. در این مرحله، تحلیلگر، رابطه جهت گیری و گرایش های موجود در متن خاص گزینش شده (جملات انتخاب شده) با سایر گرایش های داخل متن کلی را مورد شناسائی قرار می دهد. در کشف این روابط، تحلیلگر میان متن گزینش شده، جهت گیری و گرایش های آن، بینامتنیت ذهنی، و سایر گرایش های موجود در متون (جملات) همسو و همگرا در بقیه متن اصلی (متن کلی) رابطه منطقی ایجاد می کند. این مرحله، به دنبال کشف نوعی از کلیت گرایشی در متن است که می تواند زمینه ساز معناهای عمیق و عمیقتر مراحل بعدی باشد. کشف این گرایش ها، یک حرکت توجیهی است که بر پایة نوعی از منطق عرفی که ریشه در ادراک کلی از محیط داخلی و خارجی، یا مرکز و پیرامونی نسبت به متن مورد مطالعه دارد، استوار می باشد. مفهوم توجیه در این مرحله، ایجاد رابطه تصنّعی، یا کاذب و یا غیرواقعی نیست؛ بلکه ایجاد شرایط منطقی توجیه کننده معناها و روابط کشف شده در حوزه گرایش های به دست آمده از متن در حوزه های وسیعتر است.

دو مرحله «عمیق» و «عمیقتر»، مراحل اصلی تحلیل گفتمانی در روش پدام اند که کشف اصلی معناها، جهت گیری ها، گرایش ها و ناگفته ها در این دو مرحله صورت می گیرد. نمودار شماره (۳) کلیه مراحل تحلیلی در روش «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» را نشان می دهد.

نمودار شماره (۳): مراحل تحلیلی در روش پدام

در مرحله عمیق، نتایج به دست آمده از مرحله سوم تحلیل، یعنی «تحلیل توجیهی با توجه به سایر گرایش های متن» با گفتمان های مختلف مرتبط، مورد مقایسه، مطالعه و بررسی قرار می گیرند. در این مرحله نوعی از بینامتنیت میان ذهنیت تحلیلگر، بینامتنیت های مرتبط، و گفتمان های بینامتنی مورد توجه قرار گرفته و تحلیلگر در صدد آن است که میان این سه بینامتنیت و نتایج به دست آمده از مراحل قبلی تحلیل نوعی از رابطه منطقی و قابل فهم ایجاد نماید. (نمودار شماره: ۴)

نمودار شماره (۴): بینامتنیت ها در مرحله عمیق

مرحله عمیق در حقیقت، مرحله مطالعه متن در زمینه های آن است. این زمینه ها، شامل همه مسائل مرتبط به ویژه بینامتنیت های موجود در ذهن تحلیگر، بینامتنیت های مرتبط که مورد استفاده تحلیگر قرار می گیرد و نهایتا گفتمان های بینامتنی است که می توانند با متن اصلی مفصل بندی لازم را ایجاد نمایند.

در این مرحله، تحلیلگر تلاش می کند که میان متن، زمینه، ذهنیت و عینیت های مرتبط با متن رابطه منطقی و تحلیلی ایجاد نماید. در اینجا دالهای مرکزی، دالهای شناور، مفصل بندی های ایجاد شده، جهت گیری ها، گرایش ها و بطور کلی نتایج به دست آمده از مراحل قبلی با زمینه ها و بینامتنیت های درونی و بیرونی مرتبط مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته و روابط میان آنها مورد کشف قرار می گیرند.

مرحله عمیقتر، مرحله ایجاد رابطه معنایی میان گفته و ناگفته هاست. در این مرحله، کشف ناگفته ها بر پایه گفته ها انجام می گیرد. مرحله مزبور، مرحله نتیجه گیری از فرایند تحلیل انجام گرفته در مراحل قبلی است؛ بنابراین نوعی از جمع بندی، مقوله سازی کلان، نتایج نهائی و بالاخره استنباط کلی را نشان می دهد. مرحله عمیقتر، مرحله بررسی نتایج به دست آمده از مراحل قبلی با توجه به فرامتن است. این فرامتن یک سپهر معنایی است که گستردگی آن از یک سو به شناخت و دانائی تحلیلگر مرتبط است و از سوی دیگر به عمق روابط معنایی میان فرامتن های مختلف با نتایج به دست آمده از مراحل قبلی بستگی دارد.

مرحله عمیقتر می تواند به مراحل مختلف نیز تقسیم شود که این مراحل فرامتن را از چهار منظر مهم یعنی: سطح تحلیل، نظری- عملکردی بودن، دیدگاهها یا رویکردهای مکانی و زمانی مورد آزمایش و مطالعه قرار دهد. نگاه های ملی، منطقه ای، بین المللی و جهانی نوعی از تقسیم بندی مربوط به سطح تحلیل است که با روابط بین الملل پیوندهای لازم را برقرار می کند. روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و هنری فرامتن های نظری – عملکردی لازم را مورد توجه قرار می دهند. دیدگاه های محلی، منطقه ای، فرامنطقه ای و جهان شمول، نیز می توانند فرامتن های مکانی را برای تحلیل گفتمانی در نظر گرفته شوند. رویکردهای همزمان، درزمان و فرازمان نیز فرامتنیت های زمانی حائز اهمیت در تحلیل های گفتمانی است که باید مورد توجه قرار گیرند. بنابراین می توان گفت که مرحله عمیقتر ، مرحله توجه به متن، نتایج تحلیلی از مراحل قبلی متن، زمینه و حوزه های چهارگانه فرامتن: سطح تحلیل، نظری- عملکردی، مکانی و زمانی است. (نمودار شماره: ۵)

نمودار شماره (۵): چهار حوزة فرامتنی

 

مرحله عمیقتر، مرحله تولد دوباره متن، زمینه و فرامتن در قرائتی مرتبط، همگرا و متنوع است. این قرائت، یک قرائت ساختارشکنانه است. در این مرحله، متن، با ساختارشکنی های و دوباره ساختن ها مواجه می شود. این ساختارشکنی و ساختن، یک حرکت تحلیلی، یک رویکرد استنباطی و یک جهت گیری معنایی است. تحلیلگر دراین مرحله، همة توان خود را برای کشف، خلق و بازتولید معنای متفاوت اما متکی به متن اصلی، زمینه های وابسته و فرامتن های مرتبط  را بکار می گیرد. این معنا، قطعا با معناهای هژمونیک و ضمنی که در عینیت و ذهنیت ابتدایی متن وجود دارند، متفاوت و گاهی متمایز است. اما این تفاوت و تمایز، به معنای گسست کامل از حوزه های معناهای هژمونیک و ضمنی آغازین و ابتدایی متن نیست. در اینجاست که روایی تحلیل با معیار همین روابط ممکن میان آغاز و انجام تحلیل مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد.

نمودار شماره (۶) کلیه مراحل مرتبط با روش پدام (PDAM) را به نمایش گذاشته است.

نمودار شماره (۶): مراحل روش پدام از آغاز تا انجام

 

 

 

در تحلیل های دوازدگانه این کتاب، محتوای رسانه های مکتوب (نشریات) از نقاط مختلف جهان مورد مطالعه، بررسی و تحلیل گفتمانی قرار گرفته اند. در این رابطه تلاش شده است که محتوای در دسترس از رسانه های جهان مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر آن سعی گردیده که طیفی از رسانه ها از نقاط گوناگون جهان انتخاب و محتوای آنها تحلیل شود. در این تحلیل، علاوه بر اینکه متن هر گزارش (محتوای رسانه ای)، مورد توجه بوده است که با هدف تحقیق که عمدتا در عنوان هر تحلیل آمده است، مطالب مرتبط در متن هر گزارش به عنوان «برداشت از اصل متن» مورد شناسائی قرار گرفته و در ستون اول جدول تحلیل قرار گیرند. مراحل بعدی نیز طبق آنچه که در بالا مورد تشریح قرار گرفت انجام شده است.

تحلیل های پیش رو، قبلا به صورت ماهیانه، در ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده اند. آنچه که باعث گردید این مطالب مجددا جمع آوری و به شکلی که مشاهده می شود منتشر شوند، ضرورت آشنائی کارشناسان، دانشجویان و علاقمندان به حوزه تحلیل گفتمان با شیوة جدید «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» (پدام) است که نگارنده معتقد است می تواند به عنوان یکی از روشهای عملیاتی تحلیل گفتمان مطرح و مورد بهره برداری قرار گیرد. علاوه بر آن، با توجه به اینکه مباحث مربوط به تحلیل های مزبور ناظر به مسائل روز به ویژه بیداری اسلامی در جهان اسلام است، بنظر رسید که در اختیار قرار دادن آنها برای مطالعه متمرکز می تواند خوانندگان را با رویکردهای گوناگون در این زمینه آشنا سازد.

علاوه بر همه آنچه که در اینجا آمده است، ضرورت داشت که روش پدام (روش عملیاتی تحلیل گفتمان)[۳] به شکل تفصیلی تر و برای ارائه بخش های عمده عملیاتی آن در یک مقاله جداگانه ای منتشر گردد تا علاقمندان با مقدمات مربوط به تحلیل گفتمان و مراحل عملیاتی آن آشنائی بیشتری پیدا کنند. بنابراین، مقاله «تحلیل گفتمان نامه احمدی نژاد به مردم آمریکا» که به شکل مشترک با جناب آقای صادق یزدانی، کارشناس ارشد ژورنالیسم تهیه شده بود در آن تلاش شده است که روش مذکور را برای تحلیل گفتمان نامه آقای دکتر احمدی نژاد به مردم آمریکا بکار گرفته شود، همچنین در این مجموعه ارائه شده است.  بنابراین فهرست محتوای این مجموعه به شرح ذیل می باشد:

  • تحلیل گفتمان نامه احمدی نژاد به مردم آمریکا
  • تحلیل اول: تصوير پرونده هسته اي ايران در رسانه هاي جهان
  • تحلیل دوم: اسلام هراسی: مقدمه ای برای ایران هراسی
  • تحلیل سوم: ايرانيان دخالت بيگانگان را نمي پذيرند
  • تحلیل چهارم: «گوته» در بوتة آزمایش
  • تحلیل پنجم: بمب سياسي رئيس جمهور
  • تحلیل ششم: سکولاريسم: نگراني جديد جهاني
  • تحلیل هفتم: ويکي ليکس: ضدجريان ديپلماسي سياه
  • تحلیل هشتم: شبکه جنبش هاي مردمي و ارتباطات اسلامي
  • تحلیل نهم: بيداري اسلامي و ديپلماسي تقابلي
  • تحلیل دهم: تروریسم بحرینی و دیپلماسی سکوت
  • تحلیل یازدهم: ديپلماسي تلفيقي جنگ نرم و قدرت سخت
  • تحلیل دوازدهم: دیپلماسی بحران سازی: سوریه و بازنمایی های رسانه ای

 

در اینجا باید از برادر پر تلاش و اندیشمند جناب آقای امیرعباس تقی پور، مدیر مسئول ماهنامه «مدیریت ارتباطات» که شخصیتی فرهنگی و رسانه ای است برای انتشار این اثر تشکر و قدردانی کنم. بدون همت و حمایت ایشان امکان تولد این کتاب، قطعا با مشکلاتی روبرو می شد.

بدیهی است که نگارنده معتقد نیست که هر آنچه در این تحلیل ها آمده است، سخن آخر در هر زمینه مرتبط است. تحلیل گفتمان، بیش از آنکه منعکس کننده واقعیت مطلق باشد، بازتاب دهندة واقعیت ذهنی تحلیلگر است. اما این واقعیت ذهنی، نباید از واقعیت عینی خارجی گسست کامل داشته باشد. ایجاد روابط گفتمانی میان این دو واقعیت می تواند روایی تحلیل را مورد تاکید قرار دهد.

در اینجا باید تاکید کرد که به لحاظ اینکه این تحلیل ها برای یک نشریه ماهیانه تولید شده اند، بنابراین تلاش شده است که مراحل مختلف گفتمانی طبق روش (پدام) به شکل اختصار و در برخی مواقع با اشاره به برخی از ستون های تحلیل مورد توجه قرار گرفته و از تفصیل در این زمینه خودداری شود. امیدوارم که خوانندگان محترم، با دید نافذ و درک عمیق خود بتوانند شمائی از مراحل تحلیل را در این نوشته ها مورد شناسائی قرار دهند.

انتظار نگارنده این است که اساتید، پژوهشگران و دانشجویان این حوزة مطالعاتی، روش ارائه شده (پدام) را با نگاه ارزیابی و نقد مورد توجه قرار داده و اینجانب را از دیدگاههای سازندة خودشان بهره مند سازند.

دکتر حسن بشیر

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)

 

 

[۱] – Direction

[۲] – Attention

[۳] – Practical Discourse Analysis Method (PDAM)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تحلیل گفتمان رسانه های جهان-کتاب اول”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *